تبليغاتX
:::عصریخی:::
همه چیزازهمه جا


 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 12:24  توسط کامبیز | 

عصر ِ شایعه های بی برگشت...

          دروغ های بدبخت...

          تقلب در سیاهرگ ها...

                     " آی دی" ها و "آی پی" ها...

                      "آ.اس.آ" ها و "اچ.آی.وی" ها...

عصر ِ حادثه های روی کاشی...

          خواب های زیر ِ خاک...

          دوام آوردن ِ سرعت     زیر ِ نبض ِ مردگان...

عصر ِ دستگیره های مذاب...

          دست هایی از آلیاژهای مادرقحبه ی قوی تر...

عصر ِ پا...

          پا زدن در دیسکوهای ناشی ِ استکهلم...

                     در خیابان های واقعی ِ بغداد...

           پا زدن روی گردن ِ گروگان ها...                                                    زیر ِ پیمان ِ جاده ها       که قرار نبود جادویی بکنند...                                                                                                                                    در جادوگری ِ جنایتی که آینده می کند   هیچ جادویی قرار نبود بکنند...

 

پرهای جهان    توی بالش ام...

                    پیشانی ِ خواب های داغ ام هنوز!

حرف ِ مرا گوش کن!

               در من نسوز!

               من    تنور ِ اخبارم!

               خبرها باید جای دیگری بروند...

                دِ یالّا... خودت را نجات بده...

                          ببر جای دیگری     این گردن های بریده را...

                                                         دست های پوست کنده...

                                                          عطرهای سیاه...

            عکس های بیرنگ ِ روزنامه ای که باطل می شود بزودی...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 9:18  توسط کامبیز | 
بازم به بازی دعوت شدیم .پنج تا چیزی که دوست دارم:!

۱.همسر مهربانم     ۲.دوستای وبلاگیمو که بهم نظر میدن      ۳.هوای کنار رودخانه فشم و آلاچیق های کنار رودخونش رو.     ۴.عصر یخی و روح سرگردونم رو! و وبلاگهای دوستان عزیزم مثل شما       ۵.مادرم را که فوت کرده.چون مادر تنها کسی است که بدون هیچ توقع و انتظاری آدم رو دوست داره و از مشکلات بچه اش بیشتر از خود او نگران میشه.روحش شاد

 همه دوستانی که جز لینک من هستن دعوتن .

موفق باشین !

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم دی 1385ساعت 19:28  توسط کامبیز | 


این تست یک تست ساده و جذاب است . با صداقت و درستی به آن جواب دهید  .در نظر داشته باشید که  ممکن است شما به سوالی برسید و از گزینه های داده شده پاسخی را انتخاب کنید که فکر می کنید  جواب بهتری دارد ویا مناسب تراز گزینه ی دیگر است . این کار کاملا اشتباه است . پس سعی کنید خودتان را در  جایگاه فردی قرار دهید که اتفاقات برای او می افتد   در این حالت اطمینان داشته باشید که سوالات و پاسخها به واقعیت نزدیکتر خواهد شد تا از پاسخ های آن لذت کافی را ببرید




پس شروع می کنیم






1) شما به طرف خانه ی کسی که دوستش دارید می روید . 2 راه برای رسیدن دارید
یکی کوتاه و مستقیم است که شما را سریع به مقصد می رساند ولی خیلی ساده و خسته کننده
اما راه دوم به طور قابل ملاحظه ای طولانی تر است ولی پراز مناظر زیبا و جالب . حال شما کدام راه را برای رسیدن به خانه ی محبوبتان انتخاب میکنید ؟ راه کوتاه یا بلند؟







2) در راه 2 بوته ی گل رز می بینید! یکی پر از رزهای سفید ودیگری پر از رزهای قرمز . سپس شما تصمیم می گیرید 20 شاخه از رز ها را برای او بچینید . چند تا را سفید و چند تا را قرمز انتخاب می کنید ؟
شما باید یا همه را یگرنگ و یا ترکیبی از دو رنگ را انتخاب کنید







3) بالاخره شما به خانه ی او می رسید یکی از افراد خانه درب را به روی شما باز می کند شما می توانید از آنها بخواهید  که دوست شما را صدا بزنند . یا اینکه خودتان او را  خبر می کنید؟
حال چکار می کنید؟







4) شما وارد منزل شده به اطاق او می روید . ولی کسی آنجا نیست . پس تصمیم می گیرید  که رزها را همان جا بگذارید
حال ترجیح می دهید آنها را  لب پنجره بگذارید یا روی تخت؟







5) شب می شود . شما و او  هر کدام در اطاق های جدا گانه ای می خوابید .  . صبح زمانی  که بیدار می شوید به اطاق او می روید  . به نظر شما وقتی  که به آنجا می روید او خواب است یا بیدار ؟








سوال آخر ) وقت برگشتن به خانه است
آیا راه کوتاه و ساده را انتخاب کنید؟
یا تر جیح می دهید از راه طولانی و جالب تر بروید؟








پاسخها
------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- -------

خب امیدواریم که جواب سوالها را صادقانه و بدرستی جواب داده باشید
پاسخ سوال اول) جاده نشان دهنده ی عشق است!! اگر راه کوتاه را انتخاب کرده اید زود عاشق می شود و اگر  راه طولانی را انتخاب کرده اید به سادگی عاشق نمی شوید و زمان بیشتری برای آن صرف می کنید



پاسخ سوال دوم )  تعداد رزهای قرمز نشان دهنده ی آن است که در رابطه چقدر از خودتان مایه می گذارید و تعداد رز های سفید نشان می دهد که شما چقدر در آن رابطه از طرف مقابل انتظار محبت دارید
بطور مثال اگر 18 رز قرمز و 2 رز سفید انتخاب کرده اید بدین معناست که شما 90% محبت می کنید و 10% انتظار محبت از طرف مقابل دارید




پاسخ سوال سوم ) این سوال نشاندهنده ی طرز برخورد شما با مشکلات در یک رابطه است . اگر شما از اعضای خانواده درخواست کرده اید که محبوبتان را صدا بزنید بدین معناست که شما از مواجه شدن با مشکلات می ترسید و امیدوار هستید که مشکلات به خودی خود حل شود . ولی اگر خودتان به اطاقش رفته اید که او را از حضور خود مطلع کنید این نشان می دهد که شما خود با مشکلات روبرو می شوید و دوست دارید آنها را خودتان هر چه زودتر حل کنید



پاسخ سوال چهارم ) محل قرار دادن رزها نشان دهنده ی اشتیاق شما به دیدن محبوبتان است . اگر آنها را روی تخت می گذارید نشان می دهد که دوست دارید او را زیاد ببینید و اگر آنها را لب پنجره قرار می دهید یعنی اگر او را زیاد هم نبینید مشکلی بوجود نمی آید




پاسخ سوال پنجم ) این سوال  نگرش و طرز فکر شما در مورد کاراکتر و شخصیت فرد محبوبتان را مشخص می سازد. اگر شما او را در حالیکه خوابیده است در اتاق می بینید یعنی او را همانطور که هست دوست دارید و اگر او را بیدار دیده اید یعنی انتظار دارید که مطابق میل شما بشود




پاسخ سوال آخر ) راه بازگشت به خانه نشان دهنده ی دوام عشق شماست . اگر راه کوتاه را انتخاب کرده اید مدت عاشق شدن بودن و دوست داشتن شما کوتاه است و اگر راه بلند را انتخاب کرده اید مدت زیادی در عشق خود پایدار می مانید
راستی ! به روح سرگرون ابری حتماْ یه سربزنید
 
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم دی 1385ساعت 21:49  توسط کامبیز | 

اعدام صدام هرچند از نگاه بسیاری هرگز نمی‌توانست مجازاتی درخور برای او باشد اما بازهم رنگ و بویی از عدالت داشت. در این میان انتقادی هم اگر شد از اعدام زودهنگام او بود و پنهان ماندن اسراری که می‌توانست پرده از دخالت‌های غرب در جنایات حاکم بعثی بردارد

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم دی 1385ساعت 12:39  توسط کامبیز | 

عيد قربان و آغازسال نو ميلادي و اعدام صدام بر همه دوستانم مبارك.

من فكر ميكنم كه اين رسم گوسفندكشي آن هم اينگونه و توسط اشخاص ناشي آنهم با چاقوهاي بعضاً كند بايد ور افتد و كشتن موجودات پليدي مانند صدام قاتل در چنين روزهايي مد شود.نمي خواهم در دين بدعت بگذارم ولي دين اسلام يا هر دين ديگري بايد با روز پيش رود و باعث اين نشود كه چهره اي خشن و وحشي از مسلمانان در دنيا برجاي بماند و باعث شود پاپ آن حرفها را در مورد مسلمانان بزند.مي دانم اين يك سنت الهي است و در آن لحظه خداوند گوسفندي را به ابراهيم داد تا به جاي يك انسان او را بكشد و به نظر من درسي كه ميتوان از اين مسئله و اتفاق گرفت اينست كه انسانها نبايد خون همديگر را بريزند واگر هم خوني ريختند موجوداتي را ميتوان كشت كه انسان از آن ارتزاق و تناول ميكند و فقط و فقط به اندازه رفع گرسنگي و حاجت نه اينگونه بي دليل. و اكنون از اين قضيه هيچكدام از دو موردي كه گفتم انجام نمي شود بلكه برعكس و انسانها همديگر را قطعه قطعه مي كنند و گوسفند ها را هم كور كورانه و بر حسب يك سنت ديرينه سر مي برند و تكه تكه مي كنند. پس فرق صدام كه آن همه جنايت كرده و كشته ميشود ويك گوسفند زبان بسته و بي گناه در چيست كه آن هم به طرز فجيع تر از يك قاتل جاني كشته ميشود؟

لطفاً من را اگر اشتباه ميگويم راهنمايي كنيد.

واما 5 موردي كه لارا خانم از خصوصيات من ميخواست تا براي شما بگويم:

1.من متولد۴/۶/۵۰ ميباشم و 2دو برادر و 3 خواهر بزرگتر از خودم دارم

2.مادرم در سال 1365 فوت كرد و پدرم در سال 1366 تجديد فراش فرمودندو من را كه از نعمت مادر محروم شده بودم به داشتن نعمت نامادري مستفيض فرمودند!

4.در سال 1369 به سربازي رفتم تا سال 1371ودر سال 1373 در ضمن اشتغال به كار در دانشگاه آزاد تهران واحد مركز در رشته علوم سياسي قبول شدم. ودر3 ديماه 1375 با همسرم دم در دانشگاه آشنا شدم.سر جزوه دادن و جزوه گرفتن!...

5.در ۲۷/۱۱/۷۶ مزدوج شدم و در سال ۱۳۷۷ لیسانسم رو در حین کار و افتادن تو زندگی گرفتم.     

راستی من هم باید طبق قائده بازی از ۵ تا از دوستان عزیزم بخواهم که ۵ تا خصوصیتشون رو تو وبلاگشون بگن :۱-دوست وبلاگ نویس مهربان شباهنگ عزیز

۲-پسران انتظار: ایمان و سهیل و محمد

۳-ناز گل بانو طرفدار گربه ها و حیوانات
 
۴-* ماندانا فرشته صحنه ها

۵- آقا حمید عزیز   

و هرکی که دلش خواست!

                                                            

+ نوشته شده در  شنبه نهم دی 1385ساعت 20:39  توسط کامبیز | 
این روزا سر واقعیت داشتن فاجعه هولوکاست جنگ و دعوا زیاد شده.نظر شما چیه بعد از دیدن این عکس ها:

نمایشگاه هولوکاست

البته اگه ناراحت میشین نگاه نکنین

میلاد پیامبر صلح و دوستی حضرت عیسی مسیح مبارک باد

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم دی 1385ساعت 8:55  توسط کامبیز | 

چند سال پيش، بحث اجراي كنسرت‌هاي پاپ در كشور چندان جاي خود را باز نكرده بود و بيشتر آنها با واكنش‌هايي روبه‌رو مي‌شد؛ از جمله كنسرت‌هايي كه حاشيه‌هاي آن پررنگ‌تر از متن شد، كنسرت مرحوم ناصر عبداللهي در كرج بود.

در حين برگزاري اين كنسرت و پس از يكي از اجراها، فرصتي پيش آمد تا چند لحظه‌اي كنار آن مرحوم نشسته و به گفت‌وگو بپردازيم. البته قرار نبود متن اين گفت‌وگو به صورت مصاحبه منتشر شود، ولي گذشت زمان و شرايط، ما را مجاب كرد تا بخشي از آن را منتشر كنيم.
هنگامي كه از عبداللهي پرسيديم چرا براي فرهنگ‌سازي اين سبك از موسيقي، به ارايه كاست روي نمي‌آوريد، گفت: اين سبك موسيقي، جاي خود را باز مي‌كند و چندان نيازي به تلاش براي فرهنگ‌سازي نيست، ولي آنچه مهم است اين كه اين نوع موسيقي، پاسخگوي خواسته فرهنگ و تمدن ايراني و اسلامي اين آب و خاك باشد.

او همچنين در پاسخ به اين كه آيا موسيقي پاپ با فرهنگ مذهبي ايران در تضاد است، توضيح داد: از هر وسيله‌اي مي‌توان خوب يا بد استفاده كرد. مثلا خود من نيت كرده‌ام در هر كاستي، حتما يك آهنگ براي ائمه معصومين اجرا كنم كه الحمدلله تا كنون موفق بودم. دعا كنيد پس از اين هم بتوانم ادامه دهم.

پرسيدم: از اجراي كنسرت‌هايت، خاطره خوب و شنيدني هم داري؟ او پاسخ داد: اجراي كنسرت در يكي از كشورهاي آسياي شرقي (خاطرم نيست كدام كشور را گفت) به همراه جمع ايراني بود كه به دليل تبليغات بسيار، جمع زيادي از خارجي‌ها نيز در آن حضور داشتند و من سرود «فاطمه بنت نبي(ص)» را اجرا كردم.

هنگامي كه مراسم تمام شد، يك خانم خارجي، خود را به من رساند و از يك ايراني خواست تا از من بپرسد، اين سرود چه بود و براي كه بود. اين خانم گفت: چون با وجود اين‌كه چيزي از محتواي شعر متوجه نشدم، ولي به شدت تحت تأثير قرار گرفته و در حين اجراي آن گريه كردم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوم دی 1385ساعت 18:48  توسط کامبیز | 
سلام دوستان
چند روز پیش مطلبی در وبلاگ سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ایران دیدم که فکر کردم بد نباشه
برای شما دوستان هم بفرستم .امید وارم براتون جالب و مفید باشه.
 
گروه خون و RH
درصد افراد با این گروه خونی
O +
40 %
O -
7 %
A +
34 %
A -
6 %
B +
8 %
B -
1 %
AB +
3 %
AB -
1 %
 
آیا بین گروه خون و ویژگی های شخصیتی رابطه ای وجود دارد؟
بر اساس تحقیقات یک موسسه ژاپنی که بر روی رابطه گروه خون افراد با ویژگی های شخصیتی آن ها کار می کند، افراد با گرو ه های خونی مشابه دارای شخصیت ها مشابهی هستند. آیا شما با این طبقه بندی موافق هستید؟ 
 
TYPE O
شما می خواهید که بر دیگران رهبری کنید و وقتی چیزی را می خواهید هر کاری برای به دست آوردن آن می کنید. . شما دیگران را به دنبال خود می کشید، وفادارید و پر انرژی، شما حسود هستید و به راحتی می توانید با دیگران رقابت کنید.
TYPE A
شما به هارمونی، آرامش و سازماندهی کار ها علاقه مند هستید. با دیگران به خوبی همکاری می کنید و احساساتی، صبور و حساس هستید. در کنار این ها شما سخت کوش هستید و می توانید در رویاروی با مسایل آرامش خود را حفظ کنید.
TYPE B
شما کاملا فرد گرا هستید و می خواهید هر کاری را به روش خودتان انجام دهید. شما خلاق و انعطاف پذیر هستید به گونه ای که می توانید با هر موقعیتی به آسانی تطبیق پیدا کنید. ولی اصرار شما بر مستقل بودن گاه بیش از حد است و به نقطه ضعف شما تبدیل میشود.
TYPE AB
دوست داشتنی و مسلط به نفس. شما معمولا محبوب هستید و با افراد به راحتی رابطه برقرار می کنید. شما توانایی خوبی در سرگرم کردن دیگران دارید ولی به راحتی با کسی صمیمی  نمی شوید. کمی در تصمیم گیری مشکل دارید.  

+ نوشته شده در  جمعه یکم دی 1385ساعت 17:25  توسط کامبیز | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
دير زماني است روي شاخه اين بيد
مرغي بنشسته كو به رنگ معماست
نيست هم آهنگ او صدايي،رنگي:
چون من در اين ديار،تنها،تنهاست

پیوندهای روزانه
طوفان سبز
رویای ناتمام
GHARGHATI
دختر تنهای شب
بوستان عشق
گل نسترن
هر چه می خواهد دل تنگت بگو...
عشق سوسولا
::::::عشق::::::
(روياي لبخند) به نام تکسوار آسمونها
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
تیر 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
پیوندها
قشنگترین اشتباه من
روح سرگردون ابری
اشک درسکوت
آسمان بی ستاره ی من
...::::زندان زمان:::::...
رهگذر
بهونه قشنگ من برای زندگی
بی تو هرگز(مموش)
ونوس
حرفهای نگفته
قالب رایگان برای وبلاگ شما
قلب سرخ (همسفر فردا)
حـــــــــــــــرف عــــــاشـقــــــانـه
چند خطی ستاره ای
روشناهای دور
دلتنگی های من
خرابتم رفيق
جایی برای زیستن
پسران انتظار
يك بوسه
هرچي نرم افزاربخواي اينجاست
نمايش همچنان ادامه دارد
تازه های ادبی
ATLANTA
پاییزعشق
من ، الكس ، شعرهام (عرشيا)
*سايت طرفداران استاد سياوش قميشي*
هستی - تو باید این ( هستی ) را لمس کنی
حرف هاي ته دل
ِدرد دلهای دو دانشجو
قاقالي لي
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

 
http://music.tirip.com/g.htm?alid=3096